|
|
|
سلام ... خدمت تمام دوستان عزیز عید نوروز رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال شادی پیش روداشته باشیدچون شادی به معنای واقعیش این روزا کمتر پیدا میشه و یه تشکر ویژه از همه ی عزیزایی که با وجود خبرنکردن من هم به وبلاگ سر زدن ومنو شرمنده ی محبتشون کردن باید بگم واقعا از لطفتون ممنونم . دوتا غزل با یک وزن گذاشتم برگ سبزیست تحفه ی درویش امیدوارم مورد توجه تون قرار بگیره من اضطراب مبهم يک بيقراريمغمگين ترين ترانه ی بی بند و باريم حتی بهانه های دلم رنگ غم شده از لحظه های شاد سرودن فراريم باور كن ای عزيز مرا زرد كرده اند باور كن ان شكوفه ی سبز بهاريم حالا ميان حاشيه های پريده رنگ شاعر نمای مرثيه ی سوگواريمچيزی بجز سكوت در اين حنجره نماند من بيصدا ترين قفس بی قناريم دلگرمی سلام دوباره برای تو تنها بگو كه دست خدا می سپاريم
هرچی فکر میکنم می بینم همیشه فارغ بودم تا عاشق اما شنیدم عشق تنها مهمونیه که بدون دعوت به خونه ی دل میاد شاید واسه منم یه روزی بیاد . این شعر روسالها پیش واسه اون گفتم
شکل غزل شدم که شبی از برم کنی یا نه... شبیه غنچه ی سرخی به این امید روزی دراوج عاشقیت پرپرم کنی همبازی بهشتی دنیای کودکی ... حق داشتی نسوزی و خاکسترم کنی من مثل آینه به تو سوگند می خورم حتی اگرقفس شوی و بی پرم کنی پشت تمام فاصله ها دوست دارمت تا همصدای این شب دردآورم کنی حالا منم وحسرت یک آرزوی دور یک آرزو... همینکه فقط باورم کنی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 17:12 توسط کیوان براهنگ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
درباره وبلاگ |
این کیست ؟
این کسی که روی جاده ی ابدیت به سوی لحظه ی توحید می رود و ساعت همیشگیش را با منطق ریاضی تفریقها و تفرقه ها کوک می کند این کیست؟ این کسی که بانگ خروسان را آغاز قلب روز نمی داند آغاز بوی ناشتایی می داند این کیست؟ این کسی که تاج عشق برسر دارد ودر میان جامه های عروسی پوسیده است |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| امکانات |
|
RSS
|